دیدن کجای زن عیب نداره؟


گسترش مد و الگوهای غربی در بین جوانان
برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید و نظر خود را در مورد عکس ها بیان کنید.
17 ... دیوید ... ترزگه ! خداحافظی شماره 17 دوست داشتنی یووه |
نوشتن از خداحافظی سخت است، نوشتن از رفتن و جدایی، حالا باید از خداحافظی شماره 17 ای در یووه بنویسیم که ده سال برای مان گل زد و خوشحال مان کرد، ستاره ای فرانسوی که در سخت ترین روزها زمانی که به سری ب رفتیم در کنارمان ماند و تنهای مان نگذاشت اما حالا او می رود تا تنهای مان گذارد و تنها زمانی که شماره 17 ای را دیدیم به یادش بیافتیم و نام ترزگل را بر زبان بیاوریم، ترزگل، دیوید دوست داشتنی یوونتوسی ها که همیشه در قلب مان خواهی بود.
پس از ده سال حضور در یووه و پوشیدن پیراهن شماره 17
سیاه و سفید و به ثمر رساندن گل های زیبا و فراموش نشدنی زمان جدایی فرا
رسید، زمانی تلخ و ناخوشایند در اخرین روزهای نقل و انتقالات تابستان،
سرانجام شایعات تابستانی هر ساله به نتیجه رسید و مهاجم فرانسوی و دوست
داشتنی یوونتوسی ها پس از ده سال از این تیم و تیفوسی هایش خداحافظی خواهد
کرد.
ترزگل از کلیه تیفوسی ها و دوست دارانش در یووه خداحافظی
کرد و اندره ا انیلی نیز خداحافظی دیوید ترزگه را اینگونه توصیف کرد و گفت
" من اینجا بودم درست مانند همه تیفوسی ها زمانی که دیوید به یووه امد و
حالا او با 171 گل زده در ده سال بازی از کنار ما می رود، زمانی که یک
مهاجم معدل 17 گل زده را در یک فصل از ان خود می کند نیازی به هیچ توضیحی
ندارد. این داستان واقعی عشقی ست که میان یووه و ترزگه بوده و هست، دیوید
برای همیشه در قلب کلیه یوونتوسی ها حضور دارد. "
دیوید برای همه
شناخته شده است، مهاجمی تیزهوش با شعم بالای گلزنی که در کنار یووه از سال
2000 پس از گلزنی به تیم ملی ایتالیا که گل مرگ اتزوری در فینال یورو 2000
بود به یوونتوس ایتالیا پیوست و همراه الساندرو دل پیرو پیروزی های بزرگی
را برای یووه به ارمغان اورد و با گل های فراوانی که به ثمر رساند رکود
بیشترین گل زده مهاجم خارجی باشگاه را نیز از ان خود کرد تا در تاریخ یووه
ماندگار شود.
حالا او راه خروجی باشگاه را پیش گرفته و با
یوونتوس و یوونتوسی ها خداحافظی می کند، با تیم و هوادارانی که ده سال در
کنار انان زندگی کرد و با شهری مه گرفته که برای او زیباترین و مفرح ترین
شهر دنیا بود.
سایت یوونتوس خداحافظی ترزگل را اینگونه توصیف می
کند " 17 ... دیوید ... ترزگه ! این معنای ده سال اخیر است . 171 گل زده
در کنار 320 بازی انجام داده همراه یووه با معدل گلی باور نکردنی و دو گل
و هتریک های فراوان در یک بازی، این امار به اندازه کافی ارزش های یک
بازیکن را ثابت می کند. دیوید تاریخ یوونتوس است، داستانی دوست داشتنی
همراه با عشق و علاقه . شاه دیوید، کوربا، ترزگل القابی که شایسته اوست.
هر زمان که بازی ای بود دیوید بود و همراه او گلی.
حالا با صمیم
قلب و اندوه با تلخی با تو خداحافظی میکنیم اما فراموشت نمی کنیم و برایت
ارزوی بهترین ها را در هر کجا که باشی داریم. خداحافظ دیوید
المیرا 16 سال سن دارد و برای اعلام شکایت از پسری جوان و خانواده اش همراه مادر خود به کلانتری مراجعه کرده است. او
در بیان داستان زندگی اش گفت: مشکل من از دو سال قبل و زمانی که به بهانه
درس خواندن به خانه دوستم می رفتم و با او در خیابان ها پرسه می زدیم شروع
ش یک
روز با جوانی به نام سینا آشنا شدم و تعریف و تمجیدهای هم کلاسی ام از تیپ
و قیافه این پسر جوان مرا بیشتر شیفته و دلباخته اش کرد. من در مدت کوتاهی به او وابسته شدم و ما تقریباَ هر روز همدیگر را می دیدیم و یا با هم صحبت می کردیم. مادر
سینا نیز از رابطه ما خبر داشت و چند بار تلفنی با هم صحبت کرده بودیم اما
یک روز پسر مورد علاقه ام گفت: خواهر بزرگش از تهران به مشهد آمده است و
می خواهد مرا ببیند و کمی در مورد آینده صحبت کند. با خوشحالی همراه او به خانه شان رفتم ولی از لحظه ای که به داخل آپارتمان پا گذاشتم متوجه شدم کسی در خانه نیست . سینا گفت: چنددقیقه منتظر باش الان مادر و خواهرم می آیند آنها رفته اند برای تو هدیه بخرند. او با یک لیوان شربت از من یذیرایی کرد و چند دقیقه بعد سر گیجه عجیبی گرفتم و پلک هایم سنگین شد و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد . وقتی
به هوش آمدم متوجه شدم داخل خودرو سینا هستم و او با گریه و التماس می
گفت: تو همسر آینده ام هستی و نگران مشکلی که به وجود آمده نباش ما خیلی
زود با هم ازدواج می کنیم . با توجه به مشکلی که برایم به وجود آمده بود به خانه رفتم و این موضوع را از خانواده ام مخفی نگه داشتم. دو
ماه از این ماجرا گذشت و فهمیدم باردار شده ام . من با سینا تماس گرفتم و
گفتم با توجه به وضعیتی که به وجود آمده هر چه زودتر باید به خواستگاری ام
بیایی. او هم پیشنهاد داد یک هفته بعد با مادرش در یک پارک قرار ملاقات بگذاریم و در این باره صحبت کنیم. دختر
نوجوان اشک هایش را پاک کرد و افزود: آنها سر قرار حاضر شدند و مادر سینا
گفت ابتدا باید بچه ات را سقط کنی چون این بچه آبروی همه ما را خواهد برد.
من به تو قول می دهم که خودم در کمتر از دو ماه شرایط ازدواج شما را فراهم
کنم. آنها با این وعده های شوم مرا با خود به خانه ای در حاشیه شهر مشهد بردند و عمل سقط جنین را انجام دادیم. اما
با حال و روزی که داشتم به محض این که به خانه برگشتم مادرم متوجه غیر
طبیعی بودن حالم شد و من موضوع را برایش تعریف کردم . ما بلافاصله به سراغ
سینا و مادرش رفتیم اما آنها خانه خود را تغییر داده اند و هیچ شماره و
نشانی از آنها نداریم. المیرا در پایان گفت: از
تمام دختران جوان خواهش می کنم از لبخند هوس و قول و قرارهای خیابانی دوری
کنند و در هر مسئله ای با پدر و مادر خود مشورت داشته باشند تا دچار مشکل
نشوند. در خور یادآوری است، با توجه به ادعای دختر
نوجوان و مادرش، پلیس متهم اصلی پرونده را دستگیر کرده است و تحقیقات
دراین باره هم چنان ادامه دارد.
منبع:police.ir
اگر دین ندارید، آزاده باشید. امام حسین (ع)
همان گونه که شما امروز ایرانیان را مسلمان میکنید، ایرانیان شما را مسلمان میکنند. امام علی (ع)
ماه روزه آمد. ماه خدا آمد، ماه بخشش گناهان آمد. مرد باش و گناهانت را بپذیر و طلب بخشش کن. طلب بخشش کن تو کسی هستی که اسلام را به جهانیان عرضه میکنی. زمانی که مرد نباشی و پای گناهان و خطاهایت نایستی چگونه توان نشر اسلام را داری. من و تو سربازیم، سرباز اسلامیم تا کی در خانه بنشینیم تا گناه همه گیر شود و امام بیاید. این همه گناه، زمانی گناهان بیشتر از امروز بود ولی نیامد، پس این نشان اصلی نیست. ما مرد نیستیم، مرد عمل به احکام اسلام نیستیم، بصیر نیستیم، راه را از چاه تمیز نمیدهیم. این ماه فرصتیست تا تمرین مرد بودن کنیم. اگر مرد باشیم منافق نمیشویم، دو رو نیستیم، سربازیم، بزرگیم، خنجر از پشت نمیزنیم، احترام بزرگتر را داریم، حرام نمیخوریم، دروغ نمیگوییم، معتاد نیستیم.
امروز مي خوام راجب شغل پشتيباني که تا قبل از اين فکر ميکردم يه شغل خوب و باهال باشه
اما حالا مي فهمم پشتيبان هاي قبلي چي ميکشن!!!
پشتيبان يکي از ارکان مهم کانون قلمچي به حساب مياد چرا؟
چون تمام کارهاي خدماتي و پشت پرده کانون بر عهده پشتيبان است.
در آخر سال هم بدون حتي يه تشکر خشک و خالي اخراجش ميکنن.
قبل از پشتيبان شدن ميگفتن که پشتيباني شبيه شغل معلمي است
اما فکر کنم اين شغل به همه چي شباهت داره الا معلمي
از کارگر گرفته تا آبدارچي و نظافتچي وتلفنچي گرفته تا هرچي که دلت بخواهد شبيه پشتيباني است
الا....معلمي
پشتيبان قبل از کنکور خودشو واسه نتيجه گرفتن داوطلب به هر آب و آتيشي ميزنه اما
اما بعد کنکور اگه داوطلب تنيجه کنکورش خوب بود که از همه عالم و آدم تشکر ميکنه الا پشتيبان
اگه هم که کنکو رو خراب کنه ميگه پشتيبانم ضعيف بوده بلد نبوده منو راهنمائي کنه!
حالا اينا همه به کنار امنيت شغليه يه پشتيبان حتي از يه کارگر ساختماني کمتره
(البته مسئله حقوقش هم هست که وارده بحث حقوق نشيم بهتره)
همه فکر ميکنن پشتيباني يه شغله باکلاسه اما چه عرض کنم
به نظر شما توي يه جشن ميان دبيرا و مديرا و همسايه هاتون پخش وجمع کردن صندلي و غذا و از اين جور کارا
کلاس داره؟
تازه خيلي ظلم هاي ديگه هم هست که به پشتيبا ن ها ميشه اما گفتنش اينجا جائز نيست.
ميخوام اينجا از همه داوطلبان عضو قلمچي که اين متن رو مي خونن تقاضا کنم پشتيبان خودشون رو فراموش نکنن
چون فکر کنم تنها کسايي قدر پشتيبان ها رو ميدونن خانواده ها و داوطلبان هستند.
از تمام خوانندگان عزيز تقاضا دارم با دادن نظر و معرفي اين وبلاگ به دوستان خود ما را در نشان دادن حقايق اين شغل کمک کنند.
در اين متن قصد توهين به هيچ شخصي را نداشتم و فقط قصد گفتن حقايقي را داشتم
که شايد با گفتن اين حقايق مسئولان قلمچي به خود آمده و کمي(توقع زيادي نداريم)کمي از پشتيبان ها حمايت و تشکر کنند.
پشتيبان ها کارگر يا مستخدم نيستند آنها دانشجوياني(البته بيشتر آنها دانشجويان دانشگاه هاي روزانه و داوطلبان برتر سال گذشته هستند) هستند که مي خواهند
تجربه ودانش خود را در کنار حفظ شان و مقامشان در اختيار جوانان و دانش آموزان قرار دهند و (اگه حقوقي بدهند )خرج خودشون هم تامين کنند.
از طرف يه پشتيبان کانون فرهنگي آموزش قلم چي(وقف عام)
من ماندم و ۳۰۰ هزار تومان پول بی زبان هزینه وایمکس و بیش از چند ساعت صحبت تلفنی با خط ایرانسل(بالاخره هزنه تبلیغات زرد تلوزیونی و کمک به سیما ضرغامی باید تامن شود؟) و کلی کار که دیگر نمی توانم انجام بدهم. هیچ تلفنی برا شکایت نیست، هیچ دسترسی به بخش فنی برای پگیری وضعیت نیست… هیچ چیزی نیست، این یعنی وایمکس ایرانسل

وقتی آگهی تلوزیونی وایمکس ایرانسل پخش می شود و آن تصویر زیبا کنار دریا و … واقعا ممکن است تصور کنید، با دو کلیک به اینترنت متصل خواهید شد.
به سایت که مراجعه می کنید، خیالتان راحت است، منطقه زندگی شما در محدوده زرد رنگ وایمکس قرار گرفته و خوب! حتما پوشش مناسبی هم دارد، پس فکر می کنید یک مودم رو میزی ۷۰ هزار تومنی میگرید و باقی … اما وقتی تماس میگرید، به شما می گویند به نقشه کاری نداشته باشد، باید مودم فضای باز ۲۰۰ هزار تومنی تهیه کنید، باز هم راه می آیید و تهیه می کنید.
تماس میگیرد و به سایت هم مراجعه می کنید، چنان برای شما با اطمینان صحبت می کنند که گویی هیچ اشکالی تا یک سال ایجاد نخواهد شد.
مرحله های ورود به ومایمکس را یکی، یکی طی می کنید و در تمام مراحل، پشتیبانی وایمکس مودب و پاسخگو در کنار شماست.
اما صبر کنید!
این تا دریافت پول از شماست، آن هم پول نقد.
پول را که به حساب ریختید، حالا منتظر باشید تا به شما برسند.
به شما گفتند هزینه نصب و راه اندازی را با همان ۸ هزار تومان، از همین لحظه اول مراجعه کارشناسان(!) وایمکس به منزلتان باید دستگیرتان بشود که دیگر شما پولتان را دادید… درست است که هزینه نصب را پرداختد، اما باید مودم فضای باز را روی پشت بام نصب کنند، جای دگر آنتن نمی دهد! (حتا اگر منزل شما روی تپه واقع شده باشد)
پس در این مرحله هم در حالی که نباید هزینه نصب میدادید، اما باید ۱۹ هزار تومان پول نقد، بابت کابل آنتن تا کامپیوتر پرداخت کنید.
فکر کردید تمام شد… نه! اشتباه می کنید.
ای کاش به همینجا ختم میشد، همه اینها فدای سرشان اگر سرویس خوب کار م کرد. از همان لحظه اول اتصالتان به وایمکس مشکل شروع می شود.
شما در محدوده سرویس بودید، آنتن فضای باز خریدید، پول را تمام و کمال حساب کردید و… اما وقتی می خواهید آن لاین شوید نمی توانید.
تماس میگیرید با پشتیبانی، ۰۹۳۷۷۰۷۰۰۰ عدد یک را وارد می کنید و ده دقیقه منتظر می مانید، دقت کنید، ده دقیقه، اینجا تنها چیزی که مهم نیست وقت شماست! بعد از ده دقیقه بالاخره صدای اپراتور را می شنوید، مراسم بازجویی آغاز می شود:
شناسه وایمکسرا بفرمایید، نام و نام خانوادگی را برفرمایید، کد پستی، کد ملی، محل سکونت و…(این هم شد ۳ دقیقه)
حالا مراسم راهنمایی از راه دور، حدودا ۳۰ دققه این مرحله طول می کد، تا شما پنجره مرورگرتان را باز کنید، وارد منوی تولز شوید و…. تمام کامپیوتر شما را رو زمین می ریزند و دوباره جمع م کنند و در آخر می گویند:
راستی آی پی دارید؟
مشخص می شود که اصلا آی پی دریافت نمی کردید
پس یک پرونده برای شما افتتاح می شود و قرار می شود تا ظرف ۲۴ ساعت با شما تماس بگیرند.
وارد ساعت ۱۰۰ شدید و هنوز تماس نگرفتند تا اینکه یک نفر به شما زنگ می زند، از شما مشخصات را می گیرد و می گوید مشکل حل خواهد شد.
کدام مشکل حل خواهد شد….؟
الان حدود یک هفته گذشته و همچنان مشکل من حل نشده، می گویند سرویس مناطق بالا رفته و ممکن نیست شما بتوانید آن لاین شوید.
برایشان توضیح دادم، هزار بار، خسته شدم آنقد گفتم:
شناسه وایمکس: ۰۹۴۱۱۱۳۲۹۷۵
نام و نام خانوادگی: امیرهادی انواری
کد پستی:
کدملی:
نام پدر:
شغل:
کوفت:
زهر مار:
آقا، من خبرنگارم، من باید دائم آن لاین باشم، کار دارم، تعهد دارم، وقتم ارزش دارد.
انگار جوک تعریف می کن، اخر سر هم می گویند: متاسفانه کار از دست ما بر نم آید، باید منتظر بمانید
آقا من به کجا می توانم شکایت کنم؟
متاسفانه جایی برای شکات نیست
آقا من کجا باید بروم و یقه ان فنی شما را بگیرم که قرار بود ۲۴ ساعته تماس بگیرد و بعد از یک هفته کاری نکرده؟
متاسفانه به بخش فنی دسترسی ندارید
من ماندم و ۳۰۰ هزار تومان هزینه وایمکس و بیش از چند ساعت صحبت تلفنی با خط ایرانسل(بالاخره هزنه تبلیغات زرد تلوزیونی و کمک به سیما ضرغامی باید تامن شود؟) و کلی کار که دیگر نمی توانم انجام بدهم.
حرف این زخم خورده را گوش کنید
خودتان نخرید، به دوستانتان هم توصیه کنید نخرند
** تصمیم دارم در آینده نزدیک، عده ای زخم خورده های وایمکس را جمع کنم و گزارش هایی را منتشر کنم، همچنین کلک ها و فریب های ایرانسل در آگهی ها و طرح های دروغین را هم در گزارش هایی خواهم نوشت.
شک نکنید
ترسناک ترین استخر جهان در سنگاپور
ترسناک ترین استخر جهان در سنگاپور قرار دارد این استخر در پارک Sands Skypark (پارک شنی آسمانی) در بالای 3 آسمان خراش قرار دارد .این استخر بالای طبقه 55 است و نمای شهر به زیباترین حالت در حال شنا قابل مشاهده هست . طول این استخر 152 متر است و همانطور که در عکس می بینید دارای لبه نیست و اگر شما به کناره ها بروید به جای اینکه به پایین سقوط کنید به درون یک حوضچه می افتید که دور تا دور این استخر را فرا گرفته و نقش دیگر آن پمپ کردن آبی است که از کناره های استخر به پایین می ریزد و برگرداندن دوباره آن به داخل استخر است. این پارک توسط Moshe Sadie طراحی شده . ورودی این پارک برای مسافران و توریست ها مجانی است اما برای ساکنان سنگاپور 70 دلار است .
امروز مطلب جالبی را در گیزمودو خواندم:
اسمش «کریستین اْونز» است، ۱۶ سال بیشتر ندارد، ولی توانسته در عرض ۲ سال، یک میلیون دلار کاسبی کند.
این نوجوان بریتانیایی، وقتی ۷ ساله بود، نخستین کامپیوترش را خرید، سه سال بعد یک مک خرید و طراحی وب را فراگرفت. ۴ سال بعد در ۱۴ سالگی و در سال ۲۰۰۸، او نخستین شرکتش را تأسیس کرد که در واقع سایت سادهای بود که شاید بعضی از علاقهمندان مک بشناسند، سایت: Mac Bundle Box.
او در این سایت بسته نرمافزاری ویژه سیستم عامل مک را برای مدت محدود با قیمت پایین میفروخت. برای کاهش قیمت او با توسعهدهندگان نرمافزار برای تنزل قیمت مذاکره میکرد. اگر کسی میخواست، تک تک نرمافزارها را جدا بخرد، ۴۰۰ دلار برایش آب میخورد، اما اگر بسته را از سایت کریستین میخرید، تنها یک دهم قیمت را میپرداخت.
کریستین سیاست بازاریابی خوبی داشت، او به خریداران خود این وعده را داده بود که اگر مقدار فروش بستههای نرمافزاری بالا برود، یک برنامه رایگان در اختیار همه کاربران قرار خواهد داد. به علاوه او درصدی از درآمد حاصله را هم صرف خیریه میکرد. ایده او در نهایت موفق شد. او در عرض دو سال، یک میلیون دلار درآمد کسب کرد.

اما او از این موفقیت خشنود نشود و یک شرکت آگهی کلیکی را بنا نهاد، شرکتی که هر ماه ۳۰۰ میلیون تبلیغ به بیش از ۱۷ هزار وبسایت میدهد و یا در برنامههای نیمهرایگان آیفون و اندرویید، میگنجاند.
ویژگی شرکت جدید او نمایش هوشمند آگهی بر پایه رفتار کاربر، علاقهمندی سایت پذیرنده آگهی و متناسب با مکان جغرافیایی بازدیدکنندگان است. این شرکت هم در سال اول ۸۰۰ هزار دلار به چنگ آورده و در همان سال اول ۸ کارمند استخدام کرده است. یکی از این کارمندها، مادر کریستین است!
کریستین نمیتواند پیشبینی کند که ظرف ۱۰ سال به چه جایی میرسد، فقط امیدوار است که تا آن زمان صد میلیون پوند کاسبی کند. به نظر میرسد کریستین در راه موفقیت گام برمیدارد.
او فرمولی خاضی را، راز موفقیت خود نمیداند و فقط سختکوشی، اشتیاق و عزم و اراده جدی را، تأثیرگذار میداند.
بعد از خواندن این مطلب با خودم فکر میکردم که چرا نوجوانان و جوانان ما نمیتوانند به چنین موفقیتهایی برسند.
به گزارش سرويس سياسي «فردا» خبرنگاران صداو سيما به سراغ نمايندگان حامي دولت در مجلس رفتند. يكي از اين نمايندگان روحاني به خبرنگار صداو سيما گفت: من از شنيدن صداي ربناي شجريان حالم به هم مي خورد.
اين نماينده شاخص حامي دولت افزود: من وقتي صداي ربنا را مي شنيدم سريع شبكه تلويزيون را عوض مي كردم. خواننده ربنا هيچ اعتقادي به ربنا ندارد. اگر آقاي ضرغامي ربنا را پخش مي كرد خودم جلوش مي ايستادم.
يك نماينده ديگر حامي دولت هم در گفتگو با خبرنگار صداو سيما در مخالفت با پخش نيايش ربنا گفت: يك چوب خشك هم بگذاريد صداي شجريان را مي دهد.
گفتني است نيايش ربنا امسال از هيچ شبكه صداو سيما پخش نمي شود.
:: سئو
:: بهینه سازی سایت
:: | فتوشاپ | قالب وبلاگ | گرافيک|
:: " شیرازیا کلیک کنن"
:: سان دانلود
:: دامنه رایگان
:: انجمن گفتگوی جنرال ها
:: برنامه نویسی و جزوه درسی
:: يه سايت پر فيلترشکن روزانه
:: افزایش آمار وبلاگ
:: لپ تاپ رايگان ميخواي بيا
:: عشق طلایی
:: هواداران آبــــي پوش مــیــلا ن
:: "تمام برو بچه های قرمز "
:: فوق تفریحی و خنده دار
:: ***زنانه***
:: دختران رویایی
:: بهترین وبلاگ ورزشی
:: ◄◄◄ آموزش رایانه ►►►
:: (خريد پستي)
:: " هاست و دامين "
:: همه چیز در مورد کامپیوتر
:: زيبا بودن براي هر خانمي يك آرزوست
:: تک کلوب
:: شرکت رایانه گستران بافت
:: مرکز دانلود
:: "فروشگاه آنلاين ارزون شاپ"
:: ::قدرتمندترين سايت دانلود::
:: بانک جامع اطلاعات شهری جابین
:: توانا رسانا نوین
:: آسان دانلود
:: طراحی سایت
:: دانلود کتاب آسمان شهرتار
:: آموزش برنامه نویسی
:: سیاه ...سفید...خاکستر
:: فریادی در سکوت
:: بگوبه جايي نمي رسد فرياد
:: دوردانه ها
:: «باشگاه تشکیلات»
:: مشق های آزاد
:: این ادم های متفاوت
:: ققنوس ترین پرنده
:: فائزه و رویا
:: ما دو تا
:: سایت دانشگاه شمال آمل
:: یا مهدی ادرکنی
:: هواداران پرسپولیس
:: مینای عاشق
:: ورزش 7
:: ::بفرما تو دم در بده::
:: ادامه - آرشيو لينکدوني ...
Statistics | Atom | RSS 2.0 | RSD | E-Mail | Advertise
Copyright © 2005-2011 AsanDownload™ Design: Mahdi Hosting : BlogFa
تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي آسان دانلود محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد






